روابط

داشتم شماره های سیو شده گوشیم رو نگاه میکردم دیدم یه سری اسم هست که یادم نیست طرف کی بوده جریانش چی بوده خلاصه شروع کردم اونایی که یادم نبود رو پاک میکردم بعد اسم یکی از بچه ها رو دیدم یادم اومد خیلی وقته هیچ خبری ازش ندارم

زنگ زدم بهش یه دختر بیست و یکی دو ساله که صداش خیلی نازک بود گوشی رو برداشت میدونستم صدای خانومش نیست ،گفتم ببخشید من مبایل دوستم رو گرفتم آقای فلانی

گفت آقا میدونید الان بیشتر از دوساله من این خط رو از آقای فلانی خریدم!توی لحنش داشت میگفت خیلی باحالی بابا حداقل سالی یه بار به دوستات یه زنگی بزن!

گفتم ببخشید و قطع کردم

پیش خودم گفتم اینکه وضعش توپ بود چرا خطش رو فروخته؟

شماره پائینی شماره خونه ی همین دوستم بود زنگ زدم بهش

با خودم گفتم صد در صد خونشون رو هم فروختن رفتن یه جای بهتر چون همیشه حرفش رو میزدن

چند تا بوق خورد خانومش گوشی رو برداشت و صداش رو شناختم و سلام کردم و خودم رو معرفی کردم

با لحن متعجب و سرد سلام و احوالپرسی رو جواب داد

گفتم ببخشید فلانی خانوم من چند دقیقه پیش شماره مبایل شهرام رو گرفتم بعد معلوم شد که الان دو ساله خطش رو فروخته گفتم الان زنگ بزنم اینجا هم لابد خونتون رو فروختید رفتید یه جای دیگه،خلاصه هم معرفت من که سالی یه بارم زنگ نمیزنم هم معرفت رفقا که خطشون عوض میشه یه اس ام اس نمیدن!

گفت پس شما خبر ندارید!

خبر ندارم؟نه چیو خبر ندارم؟اتفاقی افتاده؟

گفت آآآآآآآ خوب در واقع یه سال بیشتره ما از هم جدا شدیم!

گفتم ای بابا!عجب!

نمیدونستم چی بگم،بگم تسلیت میگم،بگم آخه چرا شما که باهم خوب بودین،بگم ببخشید که مزاحم شدم،بگم خاک تو سر جفتتون که نتونستین رابطه رو نگه دارین..

 

 

این ورودی در 1 فرستاده شده و با برچسب خورده. پایاپیوند را نشانه‌گذاری کنید.

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s