خودخواهی

این دوستم خیلی آدم خاصیه،در واقع خیلی معمولیه ولی جاهایی که دیگران ممکنه کم بیارن این خیلی عجیب رفتار میکنه

یه مدت زیادی بود با یه دختره دوست بود،فکر کنم سه سالی شد

پنج شنبه ها عصر اگه یادم نبود و بهش زنگ میزدم میگفت با فلانی بیرونم

تا اونجایی من میدونم پنج شنبه عصرا میرفتن بیرون و شب هم دختره رو میرسوند خونشون

مثل خودم ماشین و اینا نداره

آهان رابطه شون بیشتر تلفنی و مبایلی و اینا بود و هفته ای یه بار هم میدید دختره رو

منم یه بار دیدم دختره رو خیلی خوشگل بود ساده و کم آرایش با چشمای درشت

خلاصه این اواخر یعنی همین شهریوری که گذشت گفت میخوام برم خواستگاری و اینا

بعد یه هو غیب شد و توی وایبر نبود و کلن ازش خبری نبود

همون روزا زنگ زدم بهش گفتم چرا نیستی چه خبرا؟

گفت خیلی اوضاعم بی ریخته اگه جایی نمیری و مهمون نداری بیام خونه تون صحبت کنیم

خلاصه اومد و گفت به دختره گفتم میخوام بیام خواستگاری گفته نه ما دوستای خوبی هستیم ولی هرگز زوج خوبی نمیشیم!

گفتم خوب حرف حسابش چیه؟

گفت میگه تفاهم نداریم ولی وقتی مررو میکنم میبینم همیشه غر میزد که  شغلت رو ارتقا بده تا جوونی باید تلاش کنی و پول دربیاری بعدن نمیتونی و از این حرفا

گفتم خوب یعنی ته خواسته ش اینه که پولدار شو؟

گفت آره دیگه کلن مادیه ماشین خونه زندگی لوکس

گفتم خوب بهش بگو من برنامه بلند مدت دارم شغلم رو ارتقا میدم همه چیو اوکی میکنم کلن یه حرکتی کن که پول بیشتری دربیاری

گفت کون لقش من همینم اگه منو نمیخواد به تخمم!

خلاصه هر چی گفتم گفت کون لقش ولش کن من الان اومدم درد دل کنم نیومدم راهکار بهم بدی بیا بریم راه بریم من فقط باید سعی کنم فراموشش کنم

آخر سر هم هارد اکسترنال اورده بود و حدود دویست گیگ فیلم براش ریختم و خوشحال شد و موقع رفتن گفت مرسی فلانی دمت گرم رفیق با اینا زمستونو سر میکنم

 

خلاصه گذشت این هفته ی اخیر فعال توی وایبر بود و کلن رفتار وایبریش مثل قبل شده بود ولی چون طرفو نمیبینی نمیدونی عادی شده یا داره ادای عادی شدن درمیاره و نمیشه پرسید آقا چه خبر از طرف چون ممکنه همین سوال باز برش گردونه به بدبختی هایی که داشته

خلاصه دیروز کمی چت کردیم و گفت میاد ببینیم همو و شام بخوریم اومد اینجا رفتیم بیرون و غذا خوردیم و کلی گپ زدیم و حالش حسابی خوب بود دوباره همون آدم همیشگی شده بود،گفتم شاید جریان دختره اوکی شده و باهم خوب شدن چون نمیشه کمتر از یه ماه یه رابطه ی چند ساله رو فراموش کرد و رها شد.

گفتم از فلانی چه خبر؟باهم خوب شدین یا کلن بیخیالش شدی؟

گفت ببین میدونم من الان اینا رو بگم میگی اوه اوه چقدر تو ان و خودخواهی

ولی میگم،من یه ادم خاصم

هیچ موقع کسی رو اذیت نکردم یا حداقل تمام سعیم رو کردم که کسی رو ازار ندم

هیچ موقع حق کسی رو نخوردم،هیچ موقع از دیگران سوئ استفاده نکردم

همیشه سعی کردم آدم باشم،اگه از خودم راضیم واسه اینه که زور زدم ادم باشم

خلاصه جمله هاش دقیقا همینا نبود ولی مفهومش همینا بود و کلن یه عالمه از خودش تعریف کرد و خداییش هم تا حدود زیادی راست میگفت ولی قسمت آخر حرفاش جالب بود

گفت من یه هدیه بودم از طرف خدا برای این دختر ولی لیاقت منو نداشت اصلن ناراحت نیستم چون احتملا یه روزی یکیو پیدا خواهم کرد که لیاقت همو داشته باشیم.

 

حالا من به هیچیش کاری ندارم ولی اگه من بودم و یه همچین بلایی سرم اومده بود تا چند سال نمیتونستم به زندگی عادی برگردم

شایدم واقعا بعضی وقتا خودخواهی لازم باشه و شاید بعضی وقتا خودخواهی نیرویی به ما میده که بتونیم از بحران خارج بشیم.

 

 

 

 

 

این ورودی در 1 فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

یک دیدگاه برای ”خودخواهی

  1. آقا انقدر قشنگ می نویسی که وقتی ایمیل برام اومد که پست جدید گذاشتی گفتم دو خطشو بخونم ببینم چی نوشتی همینجوری تا تهش رو نان استاپ خوندم! همیشه تحسین بر انگیز و فوق العاده می نویسی! گفتم که گفته باشم!

  2. نمیدونم رفتار دوستت اکتسابی بوده یا کلا مدلش اینه؛ ولی خود من به طور کلی به این نتیجه رسیدم که آدم برای اینکه sanityش رو حفظ کنه باید خودخواه باشه.

  3. سلام
    کلاً خودخواهی یکی از قوی ترین مکانیزمهای دفاعی ی بشر هستش
    خیلی جالب بود پُستت
    کلّا این خودخواهی در آدم ها خیلی قویه
    اونی که بعد از یک رابطه ی اینجوری غمباد می گیره هم خودخواهه ، چه جوری ؟
    چون خودشو دوست داره و نمی خواد که خودش تنها بمونه و رابطه رو می خواد ، همین رابطه خواستن یعنی خودخواهی ، هر جور خواستنی خودخواهی محسوب می شه
    بشر به طور کلی خودخواهه
    فقفط خودخواهی هاشون با هم فرق داره
    می بخشید پر حرفی کردم

    • سلام
      ارتباط شبیه یک گیاه هست و باید بهش رسیدگی کرد وگرنه خیلی سریع پژمرده میشه و از بین میره
      گیاه نیاز به آب و نور و کود و ضد افت و چیزای دیگه داره،حتی بعضیا برای گیاهشون موسیقی پخش میکنند
      رابطه هم نیاز به محبت و شناخت و فهم مشترک و از خودگذشتگی و چیزای دیگه داره وگرنه نمیتونه مدت زیادی طول بکشه و از بین میره
      شما گفتی چون خودشو دوست داره و نمیخواد تنها باشه غمباد میگیره پس خودخواهه
      مثل اینه که من بگم کسی که مادرش رو از دست میده اگه خودخواه نباشه ناراحت نمیشه چون خودخواه هست و خودش رو میخواد نمیتونه تنها بودن و نبودن مادرش رو تحمل کنه!
      در حالیکه مسائل عاطفی و ری اکشن های عاطفی کلن مسائل پیچیده ای هستند و به این راحتی نمیشه تحلیلشون کرد.
      به نظرم اگه یک بعدی نگاه نکنیم و آدمها رو متفاوت بدونیم وضعیتتمون ممکنه بهتر بشه ولی اگه همه رو یه مشت خودخواه ببینیم که فقط خودخواهی هاشون متفاوته قطعا وضعیتمون بدتر خواهد شد.

    •  
      در ضمن اگر متن رو نگاه کنید موضوع بررسی حس خودخواهی هست نه خودخواه نامیدن یه آدم.
      خودخواهی و دیگرخواهی و حتی فداکاری در همه ما وجود داره و ما خوب یا بد مطلق نیستیم

  4. (مثل اینه که من بگم کسی که مادرش رو از دست میده اگه خودخواه نباشه ناراحت نمیشه چون خودخواه هست و خودش رو میخواد نمیتونه تنها بودن و نبودن مادرش رو تحمل کنه!)
    دقیقاً زدی تو خال
    واقعاً همینطوره . یعنی کسی که خودخواه نباشه حتّی در سوگِ مادرش هم نمی شینه . این مسأله نیاز به توضیح داره
    در وبلاگم انواعِ بشر رو دسته بندی کردم . البته از دیدِ عرفانِ ایرانی یا شرقی شاید بشه گفت .
    کلِّ موجوداتِ زنده اولویتِ یکِ شون بقا و زنده ماندن هست و اولویتِ 2 : تناسل که اونهم برای تداوم بقای نوعشون لازمه . اکثرِ گیاها وقتی شرایطِ فیزیکی ی سختی رو احساس کنند سریعاً رو به میوه دادن یا تخم ریزی یا همچین کارایی می یارن .
    اینو می تونی از زیست شناسا به صورتِ دقیقتر بپرسید .
    بُلدترین بخش بشر که در حالِ حاضرِ دنیا قابلِ مشاهده است همون بخشِ حیوانیش هست که مربوط به اموری می شه که یا برای تداوم بقای خود هست یا برای تناسل . برای این دو مورد هم مکانیزمهای پیچیده و متعددی داره که از نژاد گرفته تا ژن و رفتارهای گروهی ی خانوادگی که در طولِ سالیان شکل گرفتند ، رفتارهای جامعه ، محیطِ پرورشی و هزار تا عاملِ دیگه در تشکیل و تکوینِ این مکانیزمهای پیچیده ی دفاعی مستقیم و غیرمستقیم تاثیر میذارن . و این پارامترها باعث می شن که هیچ دو فردی شبیه به هم نباشن در هیچ صورتی . خوب حالا اگر کسی بتونه از شرِّ این مکانیزمها خلاص بشه ( در صورتی که می دانیم اینها برای بقای خودش و نسلش طراحی شدن ) چی می شه ؟
    این کار تقریباً نشدنی هست و اگر کسی بتونه این کار رو بکنه ، به بخشِ درونیتری از وجودِ خودش دست پیدا می کنه که دیگه اون بخش مانندِ حیوانات و گیاهان رفتار نمی کنه . مقوله ی دیگری هست .
    تمام خودخواهی ها مکانیزم های دفاعی ی « خود » هست و اگر از این ها خلاص بشی با واقعیت های وجودی ی طرف می شی .
    به دو دلیل ناراحت نمیشی :
    0 – وقتی خود را نخواهی هیچ چیز را نمی خواهی نه پول نه خویشان و اقوام نه خانواده و یعنی برادر خواهر مادر پدر و نه کار و نه مقام و نه اعتبار و نه تأییدِ کسی و تمامِ وجودت از یک عشقِ خدایی پُر می شود و این اوَّلِ راهِ شناختِ خداست .
    1 – مادر و پدر فقط یک کانال بودند برای ورودِ روحِ تو به این دنیا
    2 – وقتی مادر رو از دست بدی ، تنها مردنِ جسمِ اون رو نظاره می کنی و اون را زنده و سرحال میبینی که به جایی دیگه می ره . و بعد از مدّتی برمی گرده و در یک جسمِ دیگه زندگی ئی رو شروع می کنه .
    سعی کردم خلاصه بگم . اگر جایی مبهم هست توضیح خواهم داد .

    • نوشتید:
      وقتی خود را نخواهی هیچ چیز را نمی خواهی نه پول نه خویشان و اقوام نه خانواده و یعنی برادر خواهر مادر پدر و نه کار و نه مقام و نه اعتبار و نه تأییدِ کسی
      خوب تا اینجا حرفتون درسته و وقتی خودت رو نخواهی همه اینا اتفاق می افته
      در ادامه اش نوشتید:
      تمامِ وجودت از یک عشقِ خدایی پُر می شود و این اوَّلِ راهِ شناختِ خداست .
      !!!یا خود خدا!!!! چی شد که به همچین نتیجه ای رسیدید؟!!!
      همینجور یه هویی چون وجود آدم خالی میشه پس باید با یه چیزی پر بشه!!خوب حالا چون چیز دیگه ای دم دست نیست پس با عشق خدا پر میشه 😀
      به این کار شما میگن سفسطه که اولین بار توسط سوفسطایان انجام شد یعنی با استفاده از تکنیک هایی سعی میکنید حرف خودتون رو هر چند بی ربط،درست جلوه بدید.
      به نظر من کسی که خودش رو نمیخواد و هیچ چیز رو نخواد و درونش خالی بشه دچار حس پوچی و افسردگی و حتی ممکنه دچار نوعی توهم بشه و دلیلی نداره وقتی خودت رو نخواهی و اقوام و خویشان و خانواده برات نخواستنی بشن یه دفعه معجزه ای رخ بده و تمام وجودت از یک عشق خدایی پر بشه!

  5. بسم الله !!!
    حرفت رو تأیید می کنم چون فقط قضاوتِ یک تصویر از یک فیلم دو ساعته ست
    تمامشو با هم اگه ببینی پازل تکمیل می شه
    اولِ ورودِ طرف یه عرفان ، کلِّ ماجرا رو براش توضیح می دن
    مراحل ایناست :
    1- طلب : که در اون امیالِ نفسانی رو می ذاری کنار
    2- عشق : که توجه ت به سوی دوست جلب می شه
    3- معرفت : …
    4- بی نیازی
    5- توحید
    6- حیرت
    7 – فنا و بقا
    توی این راه خیلی از مسائل رو باید رعایت کنی
    منظورِ حالتِ افسرگی نیست ، حالتِ ایثار و از خود گذشتگی مد نظر هست

    •  گفتید:
      حرفت رو تأیید می کنم چون فقط قضاوتِ یک تصویر از یک فیلم دو ساعته ست
      تمامشو با هم اگه ببینی پازل تکمیل می شه
      من اگر جای شما باشم نمیام با ارائه دادن تک تصویرها یک فیلم دو ساعته رو به معرض قضاوت بذارم،یا کامل یه جا آپلودش میکنم که دیگران ببیننش و بعد نظر بدن یا اگر امکان اشتراک گذاشتن کاملش رو ندارم دیگه برای خودم نگهش میدارم.

      • این که جوابِ کامنت رو می دهید بسیار مودبانه هستش و از شما ممنونم
        این فیلم دو ساعته ، قبلاً آپلود شده . یکجا .
        کسی نمیبینه چون کارِ سختی هست .
        مثنوی ی معنوی ی مولانای بلخی رو اگر بخونی ، شاید هم قسمت های زیادیش رو خونده باشی ، شش هفتم این فیلم رو دیدی
        راجع به قسمتِ هفتم هم بعضی ها چیزهایی گفتن .
        کلاً اگر خواستی این فیلم رو ببینی ، ادبیاتِ ایرانی ی خودمون بسیار غنی هست .
        در کشورهای دیگر هم آدمای زیادی هستند که راجع به اون صحبت کردند .
        قطعا شما در این زمینه ها مطالعه دارید و بسیاری از حرف های این بنده رو می فهمید . امّا نود درصدش برای روشن شدنِ ذهنِ مخاطب و خواننده ی وبلاگ سوال کرده بودید . و البته کتابهای عزیز الدین نسفی ، اشعارِ حضرتِ بیدل دهلوی ، عین القضاتِ همدانی ، کتابهای حضرتِ شیخ اشراق و تقریراتِ حضرتِ شمس تبریزی ، کتابهای حضرتِ علاء الدوله سمنانی ، و بسیاری بزرگانِ دیگر را اگر خوانندگان بخوانند ، به بسیاری پرسشها پاسخ داده می شود . و این فیلم دوساعته به نمایش در خواهد آمد . البته از نوشته های حضرتِ پال توئیچل و جنابِ اسپالدینگ و و دکتر مایکل نیوتن و در مراحلِ ابتدایی تر ، اوشو هم نمی توان گذر کرد و بی توجه بود . هر چند که حضرتِ پال توئیچل در میانِ این بزرگواران ، بسیار خاص و از نوع دیگری محسوب می شود .
        به هر دو لیستِ ایرانی و خارجی ی بالا می توان بسیاری اسامی ی یگر هم افزود که صد البته خودتان اشراف دارید و خواننده با جستجو در اینترنت به راحتی به بسیاری از آنها دسترسی پیدا می کند .
        موید باشید

    •  
      اره شایدم،ولی منظور من اون حسی هست که باعث میشه در چنین موردی آدم بتونه خودش رو جمع و جور کنه و از بحران عاطفی خارج بشه حالا اینکه این حسه ممکنه از شناخت ناشی بشه هم بله درسته میتونه اینطوری باشه.

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s