محمدرضا رحیمی

هیچی بابا، من بودم، خاوری بود، بابک ز، سعیدقصاب، صد و هفتاد هشتاد تا نماینده مجلس آره و اینا خیلی بودیم، مموت آقامون هم بود

-«محمود؟! کدوم محمود؟»

مموت میمون دیگه بابا رییس جمبور بود، میشناسیش؟ آره؟ از ما نه, ازاونا آره، که بریم اختلاس. تو نمیری به موت قسم اصن ما تو نخش نبودیم، آره نه گاز دنده دم بانک مرکزی اومدیم پایین، یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین دلار و یورو جور شد سر خزانه نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم. سه هزار میلیارد رو کشیدیم بالا، به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم، دوازده هزار میلیارد رو کشیدیم بالا به سلامتی بابک، پاتیل پاتیل شدیم؛ هزارمیلیارد رو اومدیم بریم بالا سعید مرتضوی نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا. گفت به سلامتی تک خوراش؛ تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم؛ این روزنامه نه اون سایت اومدم مصاحبه  دیدم کسی نیست همه جیم شدن، پریدم تو اوتول اومدم دمه دادگستری اومدم پایین دیدم یه قاضیه هیکل میزونیه, این جوریه, یه اتهام زد بهم گیج و منگ شدم، گفتم هته ته! من خط قرمز مموتم، ده سال حبس گذاشت تو پروندم، گفتم نامرداش؛تهش آقا سیدعلی وساطتت کرد ده سال رو کرد پنج تا،آقا رفتیم حبس، دو روز گذشته بود نگذشته بود چشام باز کردم دیدم مرخصی ام، حالا ما به همه گفتیم حبس کشیده ایم، شمام بگید حبسه، آره،خوبیت نداره. واردی که!

متن بالا رو از اینجا برداشتم

https://plus.google.com/104400841639436523842/posts/7HtqCPheHjb

 

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s