Identity

یادمه توی یکی از کلاسهای زبان معلم پای تخته نوشته بود تو کی هستی؟
و از نفر اول سمت چپ که من بودم شروع کرد

منم اسمم رو گفتم

گفت نگفتم اسمتو بگو پرسیدم تو کی هستی؟

گفتم انسانم!

گفت چه جور انسانی؟

گفتم یه دونه معمولیش!

گفت یه غیرمهمش؟

گفتم اره یه غیرمهمش!

گفت یه مهمش داوطلب بشه و خودشو معرفی کنه

یه خانومی داوطلب شد و گفت من یه مادرم!

گفت افرین یه مهم دیگه هم خودشو معرفی میکنه؟

یه خانم دیگه گفت من یه پرستارم

گفت افرین یه مهم دیگه

خلاصه هر کسی یه چیزی میگفت زن ایرانی مرد مهندس زن مسلمان پدر مهربان و غیره

و معلم گفت خوب این میشه هویت Identity و همه ی ما یه چیزی داریم که اون برامون مهمه و خودمونو با اون تعریف میکنیم شغل خانواده پول شهرت یا هر چیزی

خلاصه بعد از اینکه تایم کلاس تموم شد من از کلاس بیرون نرفتم ونشسته بودم چون منتظر بودم یکی از بچه های ساعت بعد بیاد خلاصه معلم اومد سمت من به فارسی گفت خوبی؟

گفتم مرسی خوبم کلاس خوب و فعال بود

گفت ناراحت که نشدی؟

گفتم نه چرا باید ناراحت بشم؟!

گفت خوب اخه چیزایی که راجع به هویت گفتم میتونست برات سوئ تفاهم برانگیز باشه!

گفتم اهان از اون نظر! خوب برای کسی که بخواد هویت های ساختگی رو باور کنه این حرفا میتونه یه حس منفی ایجاد کنه ولی من خیلی وقته با خودم کنار اومدم و همین انسان بودن رو اگه بتونم انجامش بدم برام کافیه!

بعد یه کم جا خورد و ماست مالی کرد موضوع رو!

خلاصه بعدن که به این هویت فکر کردم دیدم چقدر این هویته میتونه نابود کننده باشه

مثلا یه جوان هیتلری در زمان المان نازی رو در نظر بگیرید به نظر من به غیر از قدرت کلمات و موارد تاثیر گذاری که همه ی جامعه شناسا بهش اشاره کردن یکی از مواردی که یه ادم معمولی رو تبدیل به یه جوان هیتلری کرده همین هویته.

هویتی که یه جوان هیتلری میگیره اونو از یه ادم معمولی تبدیل میکنه به یه ادم غیر معمولی به یه جوان هیتلری!

یه وطنپرست هم همینه یا یه نژادپرست یا یه داعشی یا یه بسیجی یا یه فمینیست پشم زیربغلی یا هر کسی که میره زیر یه پرچمی چه نوع ایدولوژیک و دینی چه هر مدلی و هرکسی که هر تعریف اضافه ای برای خودش دست و پا میکنه اونم شاید همینه

و اینا همه منو یاد این بیت مینداره که اوهوی انسانک حواست باشه که:

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ