Generation gap

اون زمانی کلاس زبان میرفتم یکی از بچه ها بود به اسم امیر علی فکر کنم بیست و یکی دو سالشه و کامپیوتر میخونه و چند بار ازم یه سری سوال در مورد شبکه پرسیده بود و از نظر فنی که براش توضیح دادم خیلی سریع همه چیو متوجه شد و کلن بچه ی خنگی به نظر نمیومد

خلاصه همون موقع ها یه روز اومد به من گفت اون دختره هست اینجوریه اونجوریه با شماها میگرده،اینو از کجا میشناسین و جریانش چیه؟

گفتم اهان مریمو میگی،همکلاسی بودیم یه چند ترم نیومد حالا عقب تر از ما افتاده و توی یه کلاس نیستیم

گفت من خیلی ازش خوشم میاد چجوری مخشو بزنم؟

گفتم خوب برو بهش بگو ازش خوشت میاد دعوتش کن شام برید بیرون

بعد زد زیر خنده هرهرهر

بعد که خنده هاش تموم شد گفت منظوری نداشتم ببخشید اصلن بیخیال خودم یه فکری میکنم!

منم تعجب کرده بودم که خوب مگه کجای حرف من خنده دار بود.

خلاصه گذشت و دیگه من ازشون خبر ندارم ولی با مریم و چند تا دیگه از بچه ها توی یه گروه هستیم که بیشتر در مورد زبانه و چیزای مربوط به زبانو میذاریم

چند وقت پیش این امیر علی دوباره اومد توی تلگرام گفت منو اد میکنی توی اون گروهه که مریم هست؟

ادش کردم و بعد چند روز دوباره توی تلگرام میگه تو هنوز محل کاره ت میدون هفت تیره؟

گفتم نه چطور؟

گفت کی وقت داری بیام یه ده دقیقه وقتتو بگیرمو ..

خلاصه یه روز هماهنگ کردیم اومد و من فکر کردم لابد میخواد راجع به درسش و شبکه سوال کنه

بعد از احوال پرسیو و صحبت راجع به کلاس زبان و اینا میگه فلانی به نظرت من چجوری مخ مریمو توی تلگرام بزنم؟

گفتم نمیدونم!

گفت خوب بگو دیگه من بی تجربه م و توی مسائل دخترا هیچی حالیم نیست

گفتم منم بدتر از تو،خوبه خودت میبینی همیشه تنهام،بعدش هم من فکر کردم راجع به شبکه سوال داری و الان من کلی کار دارم

بعد یه کم ناراحت شد گفت خوب سریع بگو من میرم!

گفتم خوب باهاش حرف کلاسو بزن و بگو چند ترم نیومدم و کلاس بی مزه شده و از این چیزا بعدم بگو شما چرا نمیای و همینجوری صحبت کن و یه چند روز همینجوری ادامه بده بعد یواش یواش که گوشی اومد دستش بهش بگو

تا گفتم گوشی اومد دستش گفت یعنی چی گوشی اومد دستش؟!

گفتم خوب یعنی یه کم متوجه شد که تو ازش خوشت میاد!

گفت عجب من تا حالا نشنیده بودم،خوب پس وقتی گوشی اومد دستش یواش یواش تبلتو بدم دستش!

بعد هم نیششو باز کرده!

گفتم اره بعدش هم نمکدونو بده دستش!

گفت نه جدی! بگو بعدش چیکار کنم

گفتم هیچی دیگه بعدش بهش بگو میشه بیشتر آشنا بشیم و اینا دیگه

گفت چند روز طول میکشه به نظرت؟

گفتم من نمیدونم ممکنه همون اول کلی بهت سیگنال بده ممکنه معمولی رفتار کنه ممکنه سگ بازی دربیاره..هر جوری اون رفتار کرد تو هم طبق همون برو جلو دیگه

گفت باشه مرسی حالا بهت خبر میدم

بعد همون شب توی تلگرام متن چتشونو فرستاده بود که ببین خوب پیش رفتم؟

خوندم میبینم دختره همش یه کلمه یه کلمه جواب داده و سعی کرده بپیچونش اینم هی طرح داده میخواید من برم به فلانی و فلانی بگم کلاسو تشکیل بدیم میخوای من فلان کارو کنم

خلاصه دختره آخرش گفته بود هر جور مایلید من خیلی دیرم شده خدانگهدار

بعدش هم باز این گفته بود باشه پس هماهنگ میکنیم و بهتون خبر میدم و یه عالمه چیز دیگه که دختره رفته بود و جواب نداده بود دیگه!

بعد اخرش گفته بود خدانگهدار و کلی استیکر گل و یونجه و این چیزا واسه دختره فرستاده بود!

به نظرتون طبق توصیه ی من عمل کرده نه؟!