مسافرت دریچه ی نو به دنیا اما خایه باقر هم به ما نرسید!

این خایه باقر جریانش اینه که هر کی صب زودتر میرسیده گلهای بهتری میچیده ولی یه گل بوده مثل پوست آرنج پلاسیده بوده بهش میگفتن خایه باقر یعنی اونایی دیر میرسیدن گل خوبا تموم شده بوده فقط خایه باقر مونده بوده

بعد اونایی دیرتر میرسیدن خایه باقر هم بهشون نمیرسیده

الان نیاین گیر بدین آیا این واقعی بود؟ یا  کس و شعر بود؟ چون منم مثل شما فقط شنیدم ولی صد در صد راسته

من آمار گرفته بودم چجوری میشه سفر ارزون داشت بعد معلوم شد باید بک پکر باشی یعنی مثل کوه نوردا یه سری لوازم داشته باشی توی یه کوله پشتی و کلن سخت گیر نباشی یعنی کیسه خواب و چادر یه نفره و یه سری چیزا داشته باشی هر موقع خوابت گرفت یه جا بگیری بخوابی هتل متل نخواسته باشی

یا مثلن به جای هتل بری هاستل یعنی یه جایی که چند تا تخت و آشپزخونه داره بعد میری میگیری میکپی صبشم بیدار میشی میری یه سری مواد غذایی میگیری غذا میپزی بعد به بقیه هم میفروشی شاید البته،اگر غذاش خوب بشه،کلن باید با کارایی شبیه این یه پولی دربیاری تا بتونی سفرت رو ادامه بدی

بعد برای از این شهر به اون شهر رفتنم یه جا وای میستی مثل دخترا که اوتو میزنن وای میستی کنار خیابون اما باید حتما دستت رو مشت کنی شستت رو بگیری بالا بعد میشی هیچ هایکر یعنی پول نمیدم دارم میرم سفر اگه مرام داری منو سوار کن بعد توی خارج هنوز مردم مثل سگ و گربه به جون هم نیافتادن اینه که سوارت میکنن

اما از همه چی مهم تر اینه که باید ویزا بگیری دیگه،اما خوبیش اینه که مثلن از هر کشوری که توی پیمان شنگن هست ویزا بگیری میتونی بقیه کشورها رو هم بری

گفتن ایتالیا از همه راحت تر ویزا میده من رفتم پیش دوستم که آژانس هواپیمایی داره گفتم ویزای شنگن ایتالیا چجوری بگیرم تو میتونی؟

گفت مدارک میخواد باید کار ثابت داشته باشی که بهت گواهی اشتغال به کار بده و بیمه برات رد شده باشه و خونه یا ملک داشته باشی حساب بانکی پر و پیمون داشته باشی و هر چیزی که ثابت کنه نمیخوای بری بمونی تازه باید چند تا مهر ویزای کشورای دیگه هم توی پاست باشه که نشون بده تو توریستی

گفتم ای بابا خوب من چیکار کنم؟

گفت بیا برو دوبی استانبول مالزی هند چین تایلند چند تا سفر برو تا پاست چند تا مهر ورود خروج داشته باشه

گفتم برو عامو اینهمه پول از کجا بیارم؟

گفت خوب الان یه جا برو بعد که پول دستت اومد دوباره یه جا دیگه برو!

گفتم اینجوری که چند سال طول میکشه،حالا فرض کن من همه جا رفتم سند ملک از کجا بیارم؟گواهی کار بیمه؟حساب بانکی؟

گفت خوب زن نمیگری همه پولات رو به گا دادی الان خودتی و تخمات هیچی نداری!

گفتم اگه زن گرفته بودم الان خودم بودم و تخمام و به خاطر مهریه گوشه ی زندان هم بودم!یا قسط بندی کرده بودن هر ماه یه سکه مهریه بدم ولی در عوض آزاد باشم!

بعد یه دختره در زد اومد تو اتاق لبخند بر لب قیافهش هم آشنا بود،سلام کرد و به دوستم گفت عمو ممد همه اونا رو انجام دادم حالا چیکار کنم؟

اینم بلند شد باهاش رفت بیرون یکی دو دقیقه دیگه برگشت

گفت این مهدیه بود خواهر زنم هفت هشت سال پیش دیده بودیش

گفتم اه چه بزرگ شده

گفت این فوق لیسانس کامپیوتر داره بیا اینو بگیر!

گفتم الان اینجا چیکار میکنه؟

گفت یه سری جای پاسپورت و تقویم سفارش دادم واسه تبلیغ اینا رو میذاره تو پاکت آدرس مینویسه که بفرستیم برای مشتریا

گفتم با فوق لیسانس کامپیوتر؟!

گفت حوصله ش خونه سر میره،تو به ایناش چیکار داری بدبخت بیا اینو بگیر باباش همه جوره ساپورتت میکنه خودشم دختر خوبیه

اصلن من خودم اگه مجرد بودم به جای زنم اینو میگرفتم چون وقتی من زنم رو گرفتم هیچ کس تفم کف دستم ننداخت اینو همه جوره هواشو دارن خونه به اسمش هست ماشین داره پدر زنم صدبار گفته یکی باشه سیگاری ومعتاد نباشه همدیگه رو دوست داشته باشن من همه جوره ساپورتش میکنم
تو هم که بوی سیگار بهت میخوره یه ماه سردرد میگیری قیافه ت هم که تابلو بچه مثبتی منم میگم صد ساله میشناسمت همه چی تضمینی چی میخوای دیگه الدنگ؟باهم باجناقم میشیم!

گفتم کون گشاد من اومدم برام ویزای شنگن بگیری گوز رو وصل کردی به شقیقه؟!زن بگیر زن بگیر،یه کاری واسه ویزا بکن اگه ادعای دوستیت میشه

گفت خری دیگه فهم نداری  اینو بگیر یه سال دیگه تمام شرایط ویزای شنگن رو داری!

گفتم  میبینم اونروزی رو که زنگ زده بهت میگه عمو ممد این واسه من شوهر بشو نیست! الان یه هفته س غذا نخورده دستشویی نرفته هر چی بهش میگم چرا غذا نمیخوری میگه حوصله ندارم!

بعد اونوقت یاد الانت می افتی میگی عجب گوهی خوردم! هم من هم این دوتا داشتیم زندگیمون رو میکردیم من چرا همچین غلطی کردم؟!

هرهر میخنده میگه گه خوردی،خودم میام از زیر لحاف میکشمت بیرون میبرم ترکت میدم!

میگم بابا جان افسرده میشم نه معتاد چیی چیو ترکم میدی؟!زندگی که به جای عشق به خاطر پول شروع بشه منجر به افسردگی میشه آقای عقل کل!

میگه گوز گوز نکن اتفاقا الان چون زن نداری افسرده ای،همینم باعث شده همه چیو سیاه سفید ببینی!خوب به خاطر پولش نگیرش عاشقش شو!

خلاصه همه ی مردای متاهل چه دوست آدم باشن یا حتی نزدیکتر میخوان زنت بدن نمیدونم چجوریه وقتی حرف میزنن همش دارن ناله میکنن که زنشون کونشون رو پاره کرده دوران مجردی چه خوب بود قدرش رو ندونستن،ولی وقتی یه کلمه بگی من تازگیا زیاد سرما میخورم میگن زن بگیر دیگه سرما نمیخوری!این مریضیا نصفش به خاطر تنهاییه!!!

 

 

 

 

پانوشت بی ربط:
ارشک اشکبوس کازیباکس
اسم یارو کازیباکس بود!
نه خدایی کازیباکس هم شد اسم؟!

مستی و راستی

دیشب یه مهمونی دعوت بودم که معمولا هر هفته یا دوهفته یه بار برگزار میشه و من بعضی وقتا میرم و پایه ثابت نیستم و اینبار هم  نمیخواستم برم،چون همه با زناشون میان و من تنها میرم و از زن دوستم که خونشون مهمونی بود هم اصلا خوشم نمیاد،ولی وقتی به این فکر کردم که همش یاد مینا می افتم میشینم یه گوشه مثل دپرسا هیچ کاری نمیکنم و فوقش میرم توی اینترنت یا فیلم میبینم واینا فایده ای برای تغییر حالم نخواهد داشت و از همه بدترحتی یه قلوپ مشروب هم ندارم که بتونم باهاش یه کمی از این اوضاع دربیام به این نتیجه رسیدم که قبول کنم و برم.

میزبان دیشب خیلی پولداره و دکتره ولی پولدار بودنش ربطی به دکتر بودنش نداره چونکه اصولا بیشتر تجارت میکنه تا طبابت و خیلی هم از رشته ش بدش میاد ولی زنش که خیلی موجود مزخرفیه و من اگر یه همچین زنی حتی برای یه روز داشتم قطعا از غصه دق میکردم و میمیردم خلاصه زنش فکر میکنه که داک ما از شغل و رشته ش خیلی راضیه و حتی جلوی ما هم دوستمون رو به اسم صدا نمیکنه و دکتر صداش میکنه!و من هر بار که از این کارش اسهال استفراغم میگیره به خودم میگم خوب به هر حال هر کسی از یه حدی از شعور و انسانیت بهره برده و من نباید توقع داشته باشم که همه آدما مثل هم باشن!

خوبی این مهمونی که هر ازگاهی یکی از بچه ها راهش میندازه اینه که غذاهای معمولا خوشمزه و مشروب وجود داره و از همه مهمتر تا نصفه شب بازی میکنیم و بدیش اینه که باید مراقب رفتارت باشی که یه موقع به خانوما چیزی نگی که بهشون بر بخوره یا مثلا کم حرف نباشی که فکر کنن خودت رو گرفتی یا پر حرف نباشی که فکر کنن آخی چقدر تنهایی و چون زن نداری اینجوری هستی و هزار تا مسخره بازی دیگه و از همه بدتر اینکه چون من به طور کلی خیلی بددهن هستم و دائم فحش میدم باید حواسم باشه مخصوصا وقتی مشروب میخورم دهنم کمتر باز بشه!

در واقع تا حالا نشده که من موقع مستی سوتی بدم ولی خوب یه حالتی پیدا میکنم که زیاد خوب نیست،در واقع هر چیزی که بخوام بگم رو اول چک میکنم ببینم اگر از نگفتنش کسی ناراحت نمیشه مثلا ازم مستقیم سوالی نشده یا مثلا نمیگن چرا چیزی نمیگی،حرفی نمیزنم!

اگرهم باید حرفی بزنم چون مدت زیادیه هیچی نگفتم یا ازم سوالی شده باشه،حرفم رو سه چهار بار باخودم مرور میکنم که ناجور نباشه و چیز زشتی توش نباشه چون من دوست دارم بقیه همینطور مثل قبل و به اشتباه فکر کنن من ادم با ادبی هستم و بعد حرف میزنم،این میشه که بچه ها فکر میکنن من وقتی مست میشم دیلی پیدا میکنم و هر سوالی رو ده ثانیه بعدش جواب میدم! و من میگم اینجوری فکر کنن خیلی بهتره که یه هو برگردم به زن داک بگم خفشه شو جنده ی احمق!

خلاصه دیشبم مثل دفعه های قبل خیلی خوش گذشت و از همه مهمتر قسمت بازیش بود که این قسمت رو من راه اندازی کردم!قبلا اینجوری بود که اول بحث سیاسی بود و چون همه مثل هم فکر میکنیم این میشد که تهش میرسید به اینکه ما چقدر بدبختیم چرا این دیوث ها هیچیشون نمیشه و چرا ایران در طول تاریخ به گا رفته و یه روز خوش ندیده و گه بزنن به این وضعیت و اینا و خوب درسته که همه مون همین عقیده رو داشتیم ولی خوب آخرش میشد آه کشیدن و ای بابا گفتن.

اینجوری بود که قرار شد به جای حرف زدن حکم بازی کنیم ولی بدی حکم این بود که چهار نفره بود و ما بعضی وقتا نه نفر بودیم و بدی دیگه ش اینکه خانوما خیلی شرکت نمیکردن و بعضی وقتا هم که بازی میکردن چون خیلی وارد نبودن اوضاع خوب نمیشد و بعضیا بهشون خوش نمیگذشت.

تا اینکه من یه بار پیشنهاد دادم پانتومیم بازی کنیم اولش گفتن نه مسخره س و بی مزه س و اینا بعدش که یه بار بازی کردن دیگه فکر کنم توی خونه شون هم که هستن هر موقع بیکار بشن دو نفری پانتومیم بازی میکنن!و واقعا بعید نیست اینجوری باشه چون هر جلسه بهتر از قبل میشن هم بازیشون هم حدس زدنشون.

دیشب هم بازی خیلی گرم و جالب بود و همش کل کل و جیغ و داد و خوشحالی،مشروب هم میخوردیم و بازی ادامه داشت،بعد که بطری خالی شد دوستم رفت یکی دیگه بیاره دنبالش رفتم و برای اینکه بقیه شک نکنن گفتم من یه ایده ی توپ دارم میخوام به هم تیمیم بگم،اینجوری زنش هم که توی تیم ما نبود دیگه دنبالمون نمی اومد.بهش گفتم ببین میدونم ممکنه فکر کنی چون من از زنت بدم میاد دارم اینو بهت میگم ولی میگم!ببین الان فقط فلانی(اسم زنش) داره پا به پای ماها میخوره و این شیشه دوم رو نیار،بیاری بازم ادامه میده و ممکنه تهش سوتی بده.من نمیخواستم بهت بگم چون میگفتم بذار سوتی بده بخندیم ولی یه طرف قضیه هم تو هستی!این بود که بهت گفتم.

داک نه ناراحت شد نه احساس خطر کرد و گفت من بدمستیاش رو هم دیدم فقط مهربون میشه،نگران نباش،

بعدش هم یه چیزی گفت تو این مایه ها که خیلی خری که فکر کردی وقتی اینو بگی من فکر میکنم چون با فلانی بدی داری بهم میگی!

خلاصه شیشه دوم هم آورده شد و بازی ادامه داشت تا داک کاپیتان هادوک رو بازی کرد و من خیلی سریع حدس زدم

کاپیتان هادوک شخصیتی در کتابای مصور تن تن بود یه کاپیتان کشتی همیشه مست و بددهن.

و داک کاپیتان هادوک رو اینجوری بازی کرد اول دور بازوش ادای یه پارچه رو دراود من گفتم کاپیتان فوتبال؟که با سر تایید کرد.

بعد ادای مستا رو دراورد،من گفتم مست؟ با سر تائید کرد بعد موهاش رو مثل تن تن نشون داد باز من گفتم تن تن؟

بازم با سر تائید کرد و اشاره کرد که همه اینا با هم من گفتم کاپیتانه فوتباله مسته تن تن؟!بعد گفتم آهان کاپیتان هادوک!

بعد همه جیغ و داد که ای ول چه سریع! و اینجا بود که اون چیزی که من پیشبینی میکردم یعنی طبعات شیشه دوم برای خانوم مورد نظر تقریبا پیش اومد.اومد بالای سر من واستاد ذل زد بهم گفت تو خیلی باهوشی!

منم هیچی نگفتم بعد گفت لابد فکر میکنی من مستم دارم چرند میگم!

گفتم نه باهوش که بد نیست مرسی و نیشم رو باز کردم که این دیالوگ مالیده بشه ولی ادامه داد چون باهوشی زن نمیگیری چون میخوای به کسی وابسته نشی و کسی به تو وابسته نشه که اذیت نشی و اذیت نکنی!منم مثل تو فکر میکردم ولی اینجوری بدتره،زن بگیری فقط یه نفر هست که دلت براش میره ولی وقتی زن نگیری ممکنه روزی صدبار دلت برای صد نفر بره!

گفتم فلانی خانوم یعنی الان برم بگیرم؟! و بعد بازم نیشم رو باز کردم و بقیه هم خندیدن و موضوع جمع شد ولی برام خیلی جالب بود و دیدم ممکنه بعضی آدمها ماسکی که میزنن بد و مهوع باشه ولی در درون وضعیت بهتری داشته باشن،البته هنوزم نظرم راجع به شخصیتش همونه که موجود بی خودیه و دق دهنده س مگر اینکه مست باشه!