پدرگربه!

کامپیوتر رئیس چند روز بود به شبکه وصل نشده بود و سرور ادمینیستریشن آنتی ویروس پیغام میداد که این آپ دیت نگرفته و اینا

خلاصه زنگ زدم به منشیش گفتم آقا این فردا مشکلی براش پیش بیاد یقه ما رو نگیرید

بعد از ده دقیقه زنگ زد گفت هماهنگه بیا ببین چشه

معمولا وقتی اینجوری میگه بیا،رئیس توی اتاق نیست

اما این دفعه در زدم رفتم تو دیدم رئیس با یه خانوم خیلی پیری حدود هشتاد ساله توی قسمت پذیرایی اتاق که با پارتیشن جدا میشه نشستن دارن صحبت میکنن

رفتم کامپیوترش رو چک کردم ببینم چرا آپ دیت نگرفته و کلا مشکلش چیه

بعد همینجوری که مشغول بودم به صحبت های اینا هم گوش میدادم

خانومه گفت آره  اصلا پدر پدربزرگ منم خیر بوده،شوهر خدابیامرزم هم بیمارستان میساخته برا مردم….

رئیس هم هی تائیدش میکرد بعله بعله درسته خانوم دکتر

یه مقدار از صحبتاشون رو نشنیدم بعد این خانومه ادامه داد پدر خدابیامرز من به هر کسی میخواست فحش بده میگفت پدر گربه!مخصوصی میگفتا!!چون هم مثل پدر سگ زشت نیست!! هم یونیکه!!! فحش مخصوص خودش بود دیگه همه میدونستن یه نفر بیشتر تو تهرون نیست که میگه پدر گربه!

بعد باز کلی صحبت کردن که بازم نشنیدم تا موقع رفتن خانومه گفت خلاصه آقای مهندس شماره حساب بدین من بریزم به حساب این سیصد هزار تومن که عرض کرده بودم همین الان تو حساب منه هیچ گیر و گرفتی هم نداره هر موقع بگین من میریزم به حسابتون که ایشالا مدرسه بسازین

بعد رئیس گفت خانوم دکتر سیصد هزار تومن ؟!! آخه دفعه قبلی شما خیلی بیشتر…

گفت من حواس ندارم که سیصد میلیون منظورم بود.

رئیس گفت بعله بعله چشم من در خدمت شما هستم

من دیگه تشتکم پریده بود گفتم ببین این انقدر پول داره براش سیصد هزار تومن و سیصد میلیون یکیه

بعد باخودم فکر میکردم کاش میشد به جای حساب اینجا این پوله میرفت تو حساب من!

خلاصه بعد که برگشتم تو اتاق برای دوستم که همکارمم هست جریان رو تعریف کردم

گفت خدایا پولو به کیا دادی!!

من گفتم میدونی چیه میگما من برم دنبال این پیره زنه خونه ش رو یاد بگیرم بعد به جای اینکه بیام اینجا حقوق گوز تومن در ماه بگیرم برم در خونه ش کمین کنم یه روز که این میاد بیرون بره قصابی بغالی برم کمکش کنم و براش جنساش رو ببرم خونه ش بعد همینجوری یواش یواش خودم رو تو دلش جا کنم بعد یه روز بگم آره یه اس ام اس اومده از طرف مهندس فلانی برای مدرسه سازی این شماره حسابه که پول بریزید بهش بعد شماره حساب خودم رو بدم!

دوستمم گفت آره هیچکی نه اونم تو!

حالا از وقتی این حرف مسخره رو زدم همش عذاب وجدان دارم انگار که اینکارو واقعا انجام داده باشم!!!

نه خدائیش آدم از من دیوانه تر پیدا میشه؟!

اه